『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

منظورتون مادام؟

『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

منظورتون مادام؟

میو کفترا

۴ مطلب با موضوع «خبرگزاری‌های روزانه» ثبت شده است

* نفس عمیق کشیدن*

من یبار این پست رو تا قسمت کیکش نوشته بودم و پرید و الان برای واقعی داره پلک سمت چپم از حرص میپرهD:

خب بیخیال از اول شروع کنیم..

با سلام و شب بخیر خدمت کفترای قشنگم، امیدوارم هوای سرد و بارونی و برفی این روزا موقع پرواز اذیتتون نکنه

با یه خبرگزاری دیگه خدمتتون هستیم

حقیقتش رو بخواین نمیدونم چرا این صفحه‌ی سفید رو باز کردم (میدونم تقریبا تو همه پستام دارم اینو میگم ولی واقعا هنوزم که دارم برای دومین بار این پست رو مینویسم نمیدونم چرا) ولی خواستم یکم از اتفاقات این روزا بگم

مثلا بیاین از این شروع کنیم که از امتحانای قطار جهنمی این هفته جون سالم به در بردم! یعنی فکر کنین ۱۱،۱۲،۱۳،۱۴ بهمن هر روز خدا امتحان داشتم و خودشم ناقابل از ۲۵۰ صفحه شروع میشدن تا ۵۰۰ صفحه و یکی از وحشتناک‌ترین هفته‌ها بود

البته میگم جون سالم به در بردم ولی چه جون سالمی..یکشنبه بابام اومد اتاقم گفت داری میمیری دو ساعت بخواب جای اشک تو چشات خونه

و من عین میدوریا تو مای هیرو آکادمیا که یه قدمی مرگ بود ولی میخندید میگفت " دایجوبو!" میگفتم خوبم ادامه میدمD:✌🏻

  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱

با سلام خدمت کفاتر محترمه و مکرمه خیلی خوشحالیم با پستی دیگر در خدمت شما هستیم

*نگاه معناداری به گزارشکار نصفه‌اش می‌اندازد و آهی دل افروز( یادم باشه تو پی نوشت‌ها راجب این یه چیزی بگم) گریبانش را میگیرد*

حقیقتش نمیدونم وسط اینهمه کار چرا اینجا اومدم و چرا صفحه‌ی سفیدم رو باز کردم و دلم خواسته کلمات رو بالا بیارم

حتی نمیدونم چه کلماتی قراره باشن و هیچ تضمینی نمیتونم بکنم که تو خط بعدیم چه چیزی را قراره براتون تعریف کنم ولی همینو میدونم که خبر زیاده و وقت کم چون باید این گزارشکار رو تا فردا من تموم کنم!

  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱

سلاااام کفترااا

این سری با اعصاب و روان آرام و کلی خبر خوب خدمتتون رسیدمD;

از اونجایی که امروز خیلی اتفاقات جالبی افتاده و موتور اورشیر من هی به خس خس افتاده بود و حالم خوبه اومدم اورش رو شیر کنم✌🏻

  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱

خبر اول: زهرا (چومی‌، ساکو) بهم پیامک داد گفت دسترسیش به پنل بیان و کلا بیان رو از دست داده و اگه نبود و نیست نگرانش نباشین

ولی باید بگم همین یکم پیش داشتیم نقشه خودکشی می‌کشیدیم که بریم تو خیابون خودمونو آتیش بزنیم اگه نت قراره این مدلی بمونه 

خبر دوم: تا ساکو بهم پیام داد من با پشمای ریخته اولینننن کسی که تو ذهنم بولد شد یه سید نامی به اسم "مطهره" بود که رفتم بهش پیام دادم" خواستم خبر بدم گویا پیامکا اوکی شدن✌🏻" و بعدش چند صدبار کله‌م رو کوبیدم تو بالشت که الان خب کههه چیییی؟ چرا ۲ شب پیام میدی به طرف؟ مثلا آره یعنی تکست می بیبی؟😉🚬 مطهره هم میگه واااای تمام این یه هفته و خرده‌ای فاکی منتظر بودم پیامک فاکی اوکی شه تا به توی فاکی پیام بدم

و نمیدونم چرا همچین گوهی خوردم باز و از این بدتر نمیدونم چرا باید تا الان جوابمو نده و درست امشب که گند زدم این جغد شب خوابیده باشه؟ یا شایدم با صدای نوتیف گوشیش یه چشمش رو نصفه باز کرده یه فحشی نثار اون روزی که اومد در اتاق مارو تو خوابگاه زد گفت خفه شین و روزی که گذاشت با انار برم اتاقشون بفرسته و بگیره بخوابه

ببینین دوستانی که در جریان یک سال و خرده‌ای ما نیستن، فکر نکنین یه کراش آویزونم و اونم به تخمش نیست و صرفا دنبالش افتادم، همه چی بین ما تا قبل از اینکه تصمیم بگیره بعد از اینکه بیاد ترمینال دنبالم و ببرتم درمانگاه، یه هفته لال شه اوکی بود! یعنی گویا همه فکر میکردن ما باهمیم و فقط ما میدونستیم که فعلا واقعا مطهره گردن نگرفته که اونقدرام به کتفش نیستم

بیخیال کفترا صرفا خیلی عصبیم و خیلی فشار رومه، میدونم روی هممون هست ولی من به یه نقطه‌ای رسیدم که نمیتونم تحمل کنم؟! نمیدونم هیچ جایی نیست بخوام فرار کنم، برم یا امن باشه برام

حتی درسا اجازه نمیدن که بشینم نان استاپ سریالم رو ببینم یا بمیرم

تنها خبر‌ خوبم اینه که عمه‌م‌ گفت ۳۰۰ تا پرسشنامه‌ت رو میتونی بیاری تو دانشگاه پخش کنم برات که خبر بدش اینه تا سشنبه تحویلم میده و من شنبه باید تحویل استاد بدمش و اگه نمیدونین باید بگم ۳۰۰ تا پرسشنامه که هرکدوم ۲۰ تا سوال دارن یعنی ناقابل ۶ هزار تا داده باید وارد سیستم کنم و بعدش تحلیلشون کنم و در قالب یه گزارشکار تحویل استاد بدم تا ۸ نمره ناقابل‌ترم رو بگیرم! حالم خوبه..حالم خوبه...

یه نفس عمیق مانیا آفرین

نمیدونم کی این دی نفرین شده تموم میشه

  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

『𝑻𝒐 𝒇𝒐𝒍𝒅 𝒎𝒚 𝒘𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒌𝒚 𝒄𝒂𝒍𝒍𝒔 𝒎𝒆 𝒉𝒐𝒎𝒆』

✧recent comments✧