『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

منظورتون مادام؟

『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

منظورتون مادام؟

میو کفترا

#1 چالش ده روزه جملات

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۲۷ ق.ظ

آروم نگاهش رو روی نوشته‌های حک شده‌ی تخته سنگ گذروند و به دستهای خالی از رُزش نگاه کرد و آروم گوشه‌ی تختِ ابدی‌ آرام گرفته‌ش نشست و نگاهش رو ازش گرفت.

-یادت میاد روزی رو که زنگ درش رو زدی و قلبت رو صدا زدی و آروم از لای در گفت قلبت اینجا نیست؟ تاریکی اطرافش رو گرفته بود و تو گفتی اشکالی نداره تا وقتی جوابم رو بده پشت در میشینم و صداش میزنم؛

یک روز و نصفی پشت در نشستی و هر دقیقه صداش زدی بدون اینکه جوابی بشنوی و در نهایت بعد از آخرین صدا زدن آروم در باز شد و کلمه‌ی باورنکردنی "جانم" رو شنیدی..

بغض جلوی دم بعدیش رو گرفت و برای ثانیه‌ای سرش رو پایین انداخت تا رد اشکش زیر موهایِ بلندش پناه بگیره.

-من..2853 روزه هر دقیقه صداش میزنم، بدون اینکه جوابی بشنوم بدون اینکه انتظار جوابی داشته باشم، بدون اینکه اهمیت بدم چشمهایِ نابینا نمیشنوه؛

من پشت در نشستم و صدا میزنم، بی اهمیت به اینکه کسی اونور در منتظر من نیست

با از دست دادن کنترل ریزش اشک‌هاش درون خودش مچاله شد و از ته دل زخمهاش رو به تن سرد سنگی تخت هدیه داد.

-من تموم این مدت داشتم پشت سر تو زندگی میکردم با این دید که من هستم تا ناتمامِ تو رو به اتمام برسونم، این چه طلسمی بود که باعث شد دلم بخواد یکبار هم شده فارغ از تو و خواسته‌هات برای خودم زندگی کنم، برای خودم بجنگم و از قلب تو دست بکشم

نفسش رو آروم تقدیم هوای سرد بیرون کرد و با بستن چشم‌هاش زانوهای خمیده‌اش رو صاف کرد و یکبار دیگه به نوشته‌های روی سنگ خیره شد.

-تویی که انقدر آروم خوابیدی و خیالت راحته که همه‌ی اینا یه خوابه و بیدار میشی، این منم که دارم کابوست رو زندگی میکنم؛

این منِ نفرین شده هستم که محکوم به زندگی بعد رویام

بیدار شو، بیدار شو و بهم بگو فقط یه توهم شیرین برای زنده موندن نبود..

روز اول: من با چیزهایی حرف می‌زنم که جوابی نمی‌دن. 

چالشی از نوبادی و سولویگ قشنگ♡

 

+قرار نبود متن این باشه ولی خب شد دیگه..

++دارم از شدت فشار درس‌ها روانی میشم و فکر میکنم وارد انزوا شدم باز و حتی بیانم نمیخواستم بیام و گفتم نه پست میخوام نه ارتباط نه چالش که با این چالش یجوری خودمو مجاب کردم از غارم بیام بیرون

به امید نور..✨️

  • ۰۴/۱۰/۲۵
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱

نظرات (۲۷)

این ایده هم دوست داشتم :››

خوبی این چالش‌ها اینه که می‌تونی ببینی چقدر با یک موضوع مشترک ذهن‌ها می‌تونن خاص و متفاوت کار کنن :>

پاسخ:
آره و جالبه که تا الان هیچ ایده مشترکی نبوده و همه با سبک خودشون نوشتن🤏🏻

🫂🩷

پاسخ:
🫂🩵
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
  • اینو نوشتنی یاد این افتادم که من هرچقدم بزرگ شم هرچقدرم بگم تغییر کردم 

    در نهایت مانیایی هستم که روزها پشت در میشینه تا شاید صدایی بشنوه و هفته‌ها تو محوطه خوابگاه تو صف تاب می‌ایسته تا شاید بتونه یه تابی گیر بیاره یا دنبال سرویس میدوعه تا بتونه از بازوش بگیره و بفهمه غم توی چشمهاش از چیه ولی هیچوقت هیچ "جانم"ای نمیشنوه

    سلام برای آپلود عکس و استفاده در وبلاگت میتونی از سایت زیر استفاده کنی

    https://upha.ir/

    پاسخ:
    متشکرم همین الانشم داریم استفاده میکنیم
  • mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
  • توروخدا نشه که بری مارو تنها بذاری ها. هر روز پست بذار که ستاره های اینجا مایه امیده. TT 

    پاسخ:
    زورمو دارم میزنم که وقتی زیر اینهمه درس غرق میشم بیان یه نفسی شه برامTT

    چه ایده‌ی زیبایی داشتی براش :*)) و خوشحالم که نوشتی.

    پ.ن: وای فقط اینکه این چالش مال من نیست. :(( سولویگ و من دوتایی نوشتیمش.

    پاسخ:
    ممنونم قشنگم باعث خوشحالی منه:)🩵✨️
    ای وای خیلی عذرمیخوام متوجهش نشدم و الان پست رو ادیت زدم و درستش کردم
    خیلی ممنونم که گوشزد کردی🩵

    قربونت برممم. مرسی از تو 3333>

    پاسخ:
    فداااای شما🩵✨️

    راستش دقیق نمیدونم باید چی بگم اما 

    از اون دست نوشته هاست که دستمو زدم زیر چونه و خوندمش

    این اتفاق فقط وقتایی میفته که یه نوشته رو خیلی دوست داشته باشم...:) 

    پاسخ:
    خوشحالم که دوسش داشتی آنه:>
    یکی از عمیق‌ترین نوشته‌هاست برام چون خیلی حرفامو توش گنجوندم
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • "))))) 

    این یکی خیلی متفاوت بود و دلنشین... 

    خوشحالم دوباره می‌تونم نوشته‌هات بخونم و الانم میخوام گوریا کنم خدافظTTTTTTTT 

    پاسخ:
    باعث خوشحالی منه که دوسش داشتی:>>>
    و منم نشستم ببینم کی وقت نوشته‌های شما میشه خانوم؟
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • راستش منم همینطور👈🏻👉🏻

     

     

    پاسخ:
    خودتم به پای خودت نشستی؟😂😭
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • نمی‌دونی چه دردی داره که منتظر خودت باشیXD

    پاسخ:
    وای میفهمم منتظر نوشته‌های مائده بودن واقعا کار هرکسی نیست‌..
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • مائده الهی پاشو با بوت مورد علاقه‌ش بذاره روی پیشکل که بانویی چون شمارو منتظر می‌ذارهTT

    پاسخ:
    میشه بعدا بوت موردعلاقه‌ت رو نشونم بدیییی؟D:
    آره واقعا با این انتظارش..فکر کنم اینم از حسینی یاد گرفته گفتمممم بد آموزی داره این پخمهه
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • معلومه که میشهههه 

    *خودش را به در و دیوار می‌کوبد

     

    جایگاه دوم پخمگی اصلا برای خودشه، می‌تونه برای جایگاه اولم ادعا داشته باشه این

    اصلا همه‌ چی تقصیر حسینیهTTTTTT

    حتی اینکه الان شارژ هدفونث تموم شد

    پاسخ:
    وای یاد اون استیکرای پسر کوچولوت افتادن که خودشو اینور اونور میکوبید و خیلیم وایب تورو میداد TT

    نه دیگه شکر خدا تا حسینی هست جام همیشه دست اون خواهد ماند از دوم بودنش بهش بگو نهایت لذت رو ببره چون من پخمه پسندمD;
    همههههه چی تقصیر اونه وااا شک داشتی عشقم؟
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • پونیو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلااااام 

    پاسخ:
    جان دل پونیووووو
    سلام به روی قشنگتت
    خوب هستین شما؟
  • زری シ‌‌‌
  • وای خیلی غمزناک بود :)))))

    پاسخ:
    *تعارف کردن دستمال کاغذی*
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • وای آرهههه، خیلی مود بود عاشقشمXD  منم همونقدر دراما کویینم

    دلم برای تلگرام تنگ شد

    جووون، داری کاری می‌کنی به غلطم ادامه بدما😔

    ای حسینی بگم خدا چیکارت کنه، سرور بیانو چرا پروندیTT

    پاسخ:
    منم عاشق اون پکتم انگار دارم مائده کوچولو رو میبینم😂😭🤏🏻
    وای منم:)))) از 8 ژانویه‌ست نرفتیم...
    بیا از مسیر این غلط صرفا لذت ببریم😔✨️
    همونوووو بگوووو تا دید اسمش اینجام اومده خواست اینجارو بپوکونهTT
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • خوبی شما قربونت برم ؟ 

    من درسام . من و که یادت نرفته مامان پونیو ؟

    پاسخ:
    به خوبیت دورت بگردمم عه خدا نکنه
    درسا..خدای منننن مگه میشه بدبوی مامان یادم بره:)))
    اگه اشتباه نکنم یه مدت هم اسمت ددیسا بود
    وای چقدر دلم برات تنگ شده یهو گذاشتی رفتی نگرانت بودم
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • فکر میکردم بین خانواده بیانیم فراموش شدم .

    باورم نمیشه انقدر دقیق یادته پونیو .. 

    منم همینطور حتی بیشتر . از اینکه الان دارم دوباره باهات صحبت میکنم و وبت و پیدا کردن عمیقأ خوشحالم 

    تقریبا سه سالی میشه که رفتم 

    همه چیز خوبه ؟ چه خبر ؟؟

    پاسخ:
    اول نمیشناختمت بعد که گفتی درسا و مامان پونیو یادم اومد که من مامانِ یه درسا فقط بودم:)
    دور چشت بگردم من وقتی میگفتم مامان یکیم یا اونی یکی صرفا برام لفظ نبود عمیقا حسش میکردم برای همین مطمئن باش هیچوقت یادم نمیره پسرم3>
    فداتشممم منممم زیاااادTT
    همه چی که چی بگم حقیقتا فعلا تو برزخیم و فعلا گذران روز میکنیم
    تو چیکار میکنی خوبی؟ روزات چطور میگذرن؟ کجایی اصلا؟
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • تقریبا دیگه کسی با تحول جدیدی که نشون دادم من و اول نشناخت anyway خوشحالم که هنوز یادتم مامان .

    قربونت برم من برام عزیز ترین بودی 

    متوجهم کاملا قابل درکه ..

    منم درگیر کنکورم راستشو بخوای دارم توانمو جمع میکنم برای یه هدف و آینده مطلوب 

    روزا کسل کننده است اما شکایتی نیست ولی خب همین که در کنارش گاهی کتاب میخونم و می‌نویسم برام قابل تحملش کرده

    تو چیکارا می‌کنی ؟

    پاسخ:
    حقیقتش منم با کامنت اولت نشناختمت چون اولین بار بود کلا میدیدمت ولی تا گفتی درسا و مامان پونیو جرقه زد تو مغزم:>🩵
    خدا نکنه دورت بگردمممم خب باعث خوشحالی منهTT
    ای خدا پسرم بزرگ شده کنکوری شده..کلی کلییییی تو این مسیر کوفتی( چون بیانه نمیتونم صفت آبدار بهش بدم) موفق باشی و مطمئنم هم میشی:)))))))))
    هرجام حس کردی حالت داره بد میشه یا هرجایی به مشکل خوردی میتونی رو مامان حساب وا کنی🫂
    خوبه که میشنوم هنوز مینویسی..
    منم والا هیچی غرق درسامم و سعی میکنم این ترم نفرین شده رو یجوری نجات بدم که نمیشه
  • 파 리 야 🎀.
  • 👀

    پاسخ:
    *کنار زدن پرده
    ای خدا بیین کی پشت پرده‌ی اینجا قایم شدههه
  • 파 리 야 🎀.
  • سلاااااام ناناااا🥹🥹 

    خوبیی ؟

    پاسخ:
    سلام فداتشمم مرسی تو خوبی؟ روزت تا الان چطور بوده؟
  • 파 리 야 🎀.
  • قربونتتت خوبمممم🥹🫂

    تا الان که فقد بیدار شدم و رفتم حموممم🦦

    پاسخ:
    خدا نکنههههه
    وای حموم...بعد ناهار منم باید برم حموم و خدایا چقدر خسته کننده‌ستTT
  • 파 리 야 🎀.
  • واییی دقیقاااT^T

    داخل حموم و بعد حموم دوتا پروسه مجزااا خدایاا🦦🦦

    پاسخ:
    خودشم موهای من فره و واویلاااا بعد حمومم یه عذابیه برای خودش
  • 파 리 야 🎀.
  • T^T برای موهات چی استفاده میکنی

    کرم مو و موس‌مو اینا چی میزنییی

    پاسخ:
    یه توضیحات مفصل دارم تو تلگرام برات میفرستمشTT
  • 파 리 야 🎀.
  • وای آره کاش زودتر وصل شههه T^T

    پاسخ:
    کاش...TT
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • قربونت برم من

    آره دیگه ، امیدوارم این مسیر به خوبی منجر بشه .. منم برات بهترین ها رو آرزومندم عزیز دلم . دوست دارم 🤍

    حتما مرسی که هستی مامان 

    آره .. تنها راه فرار از واقعیات نوشتنه انگار .. هی می نویسی می نویسی که دور بشی .

    دانشجوی روانشناسی بودن چجوریاااست ؟

    راستی مانیا اگر اشکالی نداره و راضی باشی امکانش هست یه راه ارتباطی بهم بدی جدای بیان ؟

    پاسخ:
    خدا نکنه دختر عهه
    میشه میشه، در نهایت مهم نیست چی بشه مطمئنم که به بهترینش تبدیلش میکنی برای همین خیالم از پسرم راحته:)
    ای خدااTT یهو ذوق زده شدم..من خیلی بیشتر دوستت دارم خب دورت بگردممTT🩵
    وظیفه‌ست فداتشم
    و واقعا تنها فرار از احساسات شاید همین پوشوندن کلمات به تنشون باشه..
    والا چه عرض کنمممم بگایی‌های خودشو داره و صبح تا شب دارم غر میزنم ولی دوسش دارم😂😭
    چرا اتفاقااا خیلیم خوشحال میشممم
    بیا خصوصی شماره و آیدی بدم 
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • ایشالا .. 

    ما میگیم شاید اما بی شک تنها راهه . چون دیگه ارتباطات انسانی بیشتر برهه ایجاد می‌کنه .

    خیلی راجبش از اطرافیانم شنیدم که سختی خودشو چطور داره اما میدونم که چقدر موفقی در این مسیر و بالا بالا می‌خوام ببینمت 

    چشم

    پاسخ:
    همم ولی بنظر من هنر خودش روش بروز احساساته و هرکی به روش خودش، یکی نقاشی میکشه، یکی مینویسه، یکی مینوازه، یکی می‌سازه
    فدات میشم من تو اون بالا بالاها کنار تو باشم امیدوارم🩵
    بی بلا قشنگ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    『𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 』

    『𝑻𝒐 𝒇𝒐𝒍𝒅 𝒎𝒚 𝒘𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒃𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒌𝒚 𝒄𝒂𝒍𝒍𝒔 𝒎𝒆 𝒉𝒐𝒎𝒆』

    ✧recent comments✧